خرید بک لینک

درباره سایت

312

آخرین مطالب

امکانات وب

بعد یه عمری اومدم چقدر اینجا خاک حورده تمام

برچسب: نویسنده: ماهان قربانی تاريخ: شنبه 11 تير 1401 ساعت: 0:02

350اتفاقای زیادی افتاده که نمیشه قطعا با جزییات بیانش کردولی الان توی شرایط بسیار بدی هستیم هممون و همه در معرض خطریم که نکنه یه ویروس, اینده نه چندان درخشانمونو تیره کنه!من بعد 4 سال تجربه استقلال و دوری از خونواده به شدت برام سخته که برای این مدت خونه بمونمعقاید و سلیقه هامون خیلی متفاوته و این تفاوت سنی و نسلی بسیار اذیت کنندسو به نظر خودم اگه میرفتم سر کار این فشار کم میشد ولی امان که اجازه نمیدن و نمیدونم منتظرن از کجا یه صندلی چرخ دار نرم بهم بدن بگن بفرما مهندس شما رییس شرکت اصلا!!!بعد از مدت ها دلم گرفته بود و یادم افتاد بنویسم و چون چندین ساله خاطره هام توی مجازی پخش و پلاست اومدم اینجا و حقیقتا پشمام ریخت که چقدر شماها مهربون بودین.واقعا حس قشنگی بوددوستتون دارم ماچ به کلتونتگ ها ← روزنوشتℳe • شنبه ۱۳۹۹/۰۵/۱۸ • • ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ماهان قربانی تاريخ: شنبه 11 تير 1401 ساعت: 0:02

ادما همشون تنهان

فقط گاهی اونقدر با دیگران سرگرم میشن که یادشون میره

یادشون میره هیچ کسیو ندارن

یادشون میره هیچ کسی نمیتونه درکشون کنه

برچسب: نویسنده: ماهان قربانی تاريخ: شنبه 22 دی 1397 ساعت: 6:24

ما دخترا ی جور خاصی کرم داریم یه کرم که میگیم اوف سینگل بدبختیم چرا این عن ترا نمیان پیشنهاد بدن! بعد یه نفر از همه جا بی خبر مجنون از بخت بدش از ما خوشش میاد,میاد پیشنهاد بدع واکنش ما جذابه برمیگردیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ماهان قربانی تاريخ: شنبه 22 دی 1397 ساعت: 6:24

اگه از زندگی کردن سیر بشم صبر نمیکنم مرگ خودش بیاد قطعا خودکشی میکنم خودکشی کردن هزار تا راه داره سقوط از ارتفاع,برق,دارو یا سم,غرق شدن,دار زدن,آتیش زدن,اسلحه گرم,تصادف ساختگی و... ولی من رگ زدنو انتخادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ماهان قربانی تاريخ: شنبه 22 دی 1397 ساعت: 6:24

مثلا دوستم به پسره گفته ساغر دلش میخاد بره فلان جا به من گفته ولی دارم نمیبرمش! پسره گفته اگه تو باش نمیری خودم میبرمش دوستمم گفته بیا ببرش اینکه دوستم قبول کرده رو کاری ندارم از گشاد بازیاشه ولی اینکادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ماهان قربانی تاريخ: شنبه 22 دی 1397 ساعت: 6:24

صبح که بیدار شدم هم اتاقیم ی چی گفت برا خودمم عجیب بود دیشب تو خواب به طور واضحی حرف میزدم الان میگی چیزخلی؟این جاش که چیز خاصی نیس خعلیم نرمال و طبیعیه! ولیکن که میگفت اول حس کردم با تلفن حرف میزنی بادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ماهان قربانی تاريخ: شنبه 22 دی 1397 ساعت: 6:24

دیروز اولین بار تو عمرم بود که مست کردم اون چیزی نبود که فکر میکردم مزخرف بود بیشتر شبیه اون موقع هایی بود که مریض میشدم حالم بد میشد سرم گیج میرفت با اون بو و طعم مزخرفش! :/ بعد یه مزه ی گهی میداد,بهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ماهان قربانی تاريخ: شنبه 22 دی 1397 ساعت: 6:24

مری میگه

نمیدونم دوست داری همه دوست داشته باشن یا چی

ولی این نیست من فقط میخام همه چی تو صلح باشه همه همو دوست داشته باشن و کسیم ازم ناراحت نشه

خب قبول دارم زیادی فانتزیه و گاها غیرممکن

ولی سختمه که یکم خشن تر باشم

ولی خب حق با اونه اکثر جاها خودم ازش ضربه میخورم و سختمه

باید این اخلاقمو درست کنم که یکم مغرور بشم

یکم باید خیلیا برام مهم نباشن و خیلیا رو حساب نکنم

ینی میشه؟!

برچسب: نویسنده: ماهان قربانی تاريخ: شنبه 22 دی 1397 ساعت: 6:24

346دیشب طی یه حرکت غیر منتطره گفتن فردا صبح بریم جنگل و اینا خلاصه که ما با مقصد دقیقا نامشخصی به اکتفای جنگل پاشدیم رفتیم طرفای آمل اینا بود مث که؛توش پر گلای سفید کوچیک بود اگه کسی فهمید کجارو میگم اطلاع بده! کلی جنگل نوردی نموده و بسی خسادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ماهان قربانی تاريخ: يکشنبه 28 آبان 1396 ساعت: 20:02

347دربی 85 دیروز بود طبق توافق قبلی هر دفعه یه نفر ناهار درسته میکنه با بچه های اکیپ میزنیم بیرون دیروز نوبت من بود بعد کلی تفکر و مشورت و اینا الویه منتخب گشته و خودم دست تنها همه کاراشو انجام دادم و جونم در اومد گفتیم چ کنیم چ نکنیم دربیِ ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ماهان قربانی تاريخ: يکشنبه 28 آبان 1396 ساعت: 20:02

348

مثلا تو امتحان فشار رو با مقاومت یکی بدونی

یا واسه یه سوال دو تا راه حل بنویسی با جوابای مختلف

این چ وعضشه خو؟!

هنوز یه کلی امتحان سخت در راهه!

هنوز باید واس عمویی(رییس دانشکده)برنامه نویسی کنیم

هنوز زندگی جریان داره

اگ ی مدتیه که نیسم واسه اینه!


تگ ها ← روزنوشت

برچسب: نویسنده: ماهان قربانی تاريخ: يکشنبه 28 آبان 1396 ساعت: 20:02

یه تولدی دعوت شدم ولیکن که تنهام مهموناش ی دوستای سابقه ک نمیدونم چیشد یهو جو گرفتش قهر کرد که بی ربط به مهمون بعدی ک میخام بگم نیس مهمون بعدیش که میشناسم صمیمی ترین دوستشه یه مدت ادعای عاشقی داش ازینا که بگو بمیر میمیرم بعد گفتم نه رفت با همون نفر قبلی دوس شد این یکیو اصلا خوشم نمیاد ازش:یه روز که مهمونی رفتیم خونشون بعد همه رفتن تو اتاق من نشسته بودم رو صندلی داشتم برا امید نقاشی میکشیدم یهو دیدادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ماهان قربانی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 12:07

ادم میره تو این مغازه لاک فروشی ها اصلا یادش میره چه رنگی میخاس

چشمم پی همشونه

یه جورایی رو همشون نظر دارم

یه دونه زرشکی خریدم

ولی ازون سبزا ابیا نارنجی صورتی گلبهی بنفش قرمز همشوووووو میخام

+هر کی بنجامین باتن رو ندیده ببینه (سال 2008) منم ندیدم عصر برم فیلمشو بگیرم ببینم

برچسب: نویسنده: ماهان قربانی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 12:07

خوابا خیلی مهمن؟
با اون چیزی که من از تعبیر خوابم شنیدم دلم به شدت داره شور میزنه
به شدت مضطربم

اینجور که سر درد گرفتم

دلم اروم نداره

نشستم پای فیلم همون بنجامن باتن

کاش تعبیر بدی نباشه برا خوابم

فردا صدقه میدم

برچسب: نویسنده: ماهان قربانی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 12:07

صفحه بندی